السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
629
تفسير الميزان ( فارسي )
ديگر استثمار شدگان بدبختى كه همه چيزشان به غارت رفته بود ، و اين جنگهاى جهانى بلائى شد كه كوه ها را از جاى كند ، و زلزله در زمين افكند انسانيت را تهديد به فنا كرد ، و دنيا را به ويرانه اى تبديل نمود ، « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى » آرى عاقبت كسانى كه بد كردند همان بدى بود . و به زودى ان شاء اللَّه براى خواننده روشن خواهد شد كه آنچه قرآن كريم در باب رباخوارى و سرپرستى دشمنان دين فرموده از پيشگويىهاى قرآن است . * ( « الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا ، لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُه الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ » ) * كلمه « خبط » به معناى كج و معوج راه رفتن است ، وقتى مىگويند : « خبط البعير » معنايش اين است كه : راه رفتن اين شتر غير طبيعى و نامنظم است ، انسان هم در زندگيش راهى مستقيم دارد كه نبايد از آن منحرف شود ، چون او نيز در طريق زندگيش و بر حسب محيطى كه در آن زندگى مىكند حركات و سكناتى دارد ، كه داراى نظام مخصوصى است ، كه آن نظام را بينش عقلايى انسانها معين مىكند ، و هر فردى افعال خود را ( چه فردى چه اجتماعى ) با آن نظام تطبيق مىدهد . انسان وقتى گرسنه شد تصميم مىگيرد تا غذا بخورد ، و چون تشنه شد ، در صدد نوشيدن آب بر مىآيد ، براى استراحتش بسترى فراهم مىكند ، و چون شهوتش طغيان كرد ازدواج مىنمايد ، و چون خسته شد استراحت مىكند ، و چون گرمش شد ، زير سايه مىرود ، و براى اين منظور خانه مىسازد ، و همچنين ساير حوائجى كه دارد بر مىآورد ، و در معاشرتش با ديگران در برابر پاره اى امور خوشحال ، و در برابر بعضى ديگر ، گرفته خاطر مىشود ، هر وقت مقصدى داشته باشد كه نيازمند به مقدماتى است ، نخست مقدماتش را فراهم مىكند ، و هر هدفى را دنبال مىكند كه نيازمند به سببى است ، نخست سبب آن را فراهم مىكند . و همه اين افعالى كه در زندگيش دارد ، گفتيم : ناشى از اعتقاداتى است كه همه به هم مربوط ، و به نحوى متحد و سازگار است و با يكديگر تناقض ندارند ، و مجموع اين افعال را همان زندگى بشر مىناميم . و همانا انسان به واسطه نيرويى كه در او به وديعت نهاده شده ( يعنى نيرويى كه با آن ، خير و شر ، نافع و مضر را تشخيص مىدهد ) راه صحيح زندگى را يافته است و ما سابقا در باره اين نيرو ، سخن گفتهايم . اين وضع انسان معمولى است ، اما انسانى كه ممسوس شيطان شده ، يعنى شيطان با او تماس گرفته و نيروى تميز او را مختل ساخته ، نمىتواند خوب و بد ، نافع و مضر و خير و شر را از